با وبلاگ نویسی غریبه نیستم. سالها پیش وبلاگ داشتم. بعد که این فضاهای مجازی پیداشون شد کم کم تعطیلش کردم. اینستا هم فعال بودم یک پیج داشتم از روزمره هام بیشتر از هزارتا فالوئر داشتم اما خودم نبودم... باید خودم رو سانسور میکردم چون کلی آدم آشنا بودن که میشناختنم. واسه من درونگرا سخته از آنچه در درونم میگذره صحبت کنم... اونم در برابر آشناها... نمی‌دونم ترس از قضاوت شدنه یا چی...‌‌

بلاخره که یک عالم حرف تو مغزم بالا و پایین می‌رفت و جایی نبود که تخلیه‌شون کنم... دوباره اومدم سراغ وبلاگ... 

نمی‌دونم چقدر اینجا دووم میارم فقط می‌دونم دلم میخواد وقتی چیزی می‌نویسم یکی بخونتش، نقدش کنه، فیدبک بده. بعد اونجا موندگار میشم...