سریال جیران
دارم جیران رو نگاه میکنم.
اول بگم کلا از بهرام رادان بدم میاومد، حالا با این نقشش بیشتر هم بدم اومد ازش...
داستان اینه که ناصرالدین شاه عاشق جیران شده... و به قول خودش بین اون همه زن تو حرمسراش، این اولین باره که خودش عاشق شده و انتخاب کرده...
اما جیران به قول خودشون تمکین نمیکنه...
مثل باقی زنهای حرمسرا آرزوی خلوت همایونی رو نداره...
شاه هم منتظر که بلاخره کی خانم تشریف میارن... بلاخره که مجبور میشه میاد، دو کلمه حرف زده نزده پامیشن میرن سراغ برنامه🙄🙄
این بود عشق عشق که میگفتی؟
دقیقا کی عشق مترادف شهوت و هوس شد تو این دنیا؟
چه بلایی بر سر این زیباترین احساس انسانی اومد که تنزل پیدا کرد تا حد یک رابطه حیوانی؟؟
عشق رو به گند کشوندید...
نمیدونم شایدم عشق افلاطونی حالا دیگه منسوخ شده... فقط تو بعضی فیلمها پیدا میشه... عشق ها حالا خیلی زود آلوده به بدنها میشه...
پ.ن: تا اینجا جیران شبیه شهرزاد بود. اما عشق اونجا واقعا عشق بود. قباد چندین شب صبر کرد تا شهرزاد بلاخره اجازه داد وارد اتاق خوابش بشه... تازه هدف هم فقط تولید بچه بود.😶 دلم برای قباد تنگ شد❤️