قدیم‌ترها خیلی بهتر و راحت‌تر می‌نوشتم...

چیزهای قشنگی در می‌اومد از ذهنم...

نوشتن ذهن آزاد و شش دنگ می‌خواد...

ذهنی که مشغولیات فراوانی از روزمرگی‌جات داره، کمتر می‌تونه چیز قشنگی خلق کنه...

.

بخوام از خوشحالی‌هام بگم، میگم نکنه یکی بخونه، دلش بگیره، آه بکشه... 

بخوام از غم و غصه‌هام بگم، میگم چرا دیگران رو درگیر سختی‌ها و مشکلات خودم کنم...

حرف خنثی هم که نزدنش به از زدنش...

.