از نوشتن...
قدیمترها خیلی بهتر و راحتتر مینوشتم...
چیزهای قشنگی در میاومد از ذهنم...
نوشتن ذهن آزاد و شش دنگ میخواد...
ذهنی که مشغولیات فراوانی از روزمرگیجات داره، کمتر میتونه چیز قشنگی خلق کنه...
.
بخوام از خوشحالیهام بگم، میگم نکنه یکی بخونه، دلش بگیره، آه بکشه...
بخوام از غم و غصههام بگم، میگم چرا دیگران رو درگیر سختیها و مشکلات خودم کنم...
حرف خنثی هم که نزدنش به از زدنش...
.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 15:12
توسط NooR
|