دل تنگم...
عکس مامان و بابام رو گذاشتم بکگراند گوشیم
مال همین سفر اردیبهشت مونه
حالا هربار گوشی را برمیدارم با دیدن لبخند مامانم، ناخودآگاه لبخند میزنم...
هم دلتنگیم کمتر میشه
هم یادم میافته چقدر اون سفر دو سه روزه خوش گذشت...
عجیبه که آدم این همه بزرگ هم که میشه، مستقل هم که میشه، خودش مادر هم که میشه، باز تو سختیها و غم و غصههاش فقط مامانش رو میخواد...
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 12:47
توسط NooR
|