چند پست قبل در موردش گفته بودم
مردی بود بسیار باهوش و زیرک،
اما خوش نداشت عقل و فهمش را به رخ بکشد.
مخصوصاً از شلختگی بیزار بود.
همچنین از شادی افسارگسیخته، و این دومی را نوعی شلختگی اخلاقی میدانست.
حالا، در واپسین سالهای عمر در نوعی رفاه و آسایش شیرین و کاهلانه فرو رفته بود، در انزوایی خودخواسته.
-یک اتفاق مسخره/ داستایوفسکی-
+ بنظرم برای یک آدم باهوش و زیرک انتخاب خوبی برای گذراندن سالهای آخر زندگی باشه.
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 9:51
توسط NooNe
|