برای اینکه یادم نره
ولی من یادم نمیره
این تو بودی که نگذاشتی این بنای کهنه فرو بریزه...
خودت تکیه گاهش شدی
و هرچقدر هم بهت فشار اومد
خم به ابرو نیاوردی...
محاله یادم بره
با چه حوصله، محبت و ظرافتی
مرمتش کردی...
حتی وقتی پناهگاهت نبود،
پاش موندی و ترکش نکردی...
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 10:28
توسط NooR
|