ولی من یادم نمیره

این تو بودی که نگذاشتی این بنای کهنه فرو بریزه...

خودت تکیه گاهش شدی

و هرچقدر هم بهت فشار اومد

خم به ابرو نیاوردی...

محاله یادم بره

با چه حوصله، محبت و ظرافتی

مرمتش کردی...

حتی وقتی پناهگاهت نبود،

پاش موندی و ترکش نکردی...