شب مثل یک هیولا می مونه...

تمام روز یک گوشه پنهون میشه 

منتظر 

همینکه همه جا تاریک و ساکت میشه 

حمله می‌کنه 

آدم رو می‌بلعه...

.

تمام فکرهایی که تو طول روز اجازه ندادم نزدیکم بشن، از گوشه گوشه‌ی ذهنم، هجوم میارند...

و من 

بی دفاع و خسته 

همه‌شون رو می‌پذیرم...

هر کدوم زخمی میزنند و میرن تا فرداشب...

.

تو فیلم شب‌های روشن میگه:

فکر کردن تو روز فایده نداره، نور و صدا و شلوغی مزاحم خیال‌بافی آدم میشن. باید صبر کرد تا شب بشه....

گاهی هم البته اینجوریه. تمام روز صبر میکنی شب بشه

 تا بتونی تو آرامش و سکوت شب فکر کنی...