تا حالا احساس روح بودن داشتی؟

 

.

 

برای من آخرین بار، همین چند روز پیش بود.

 

دیدم یک گروه واتساپ جدید اضافه شدم. اول هیچکس رو نشناختم بعد که مدیر گروه اومد و همه رو معرفی کرد، فهمیدم دوستان دوران دبستان و راهنمایی هستند. بیشترشان رو حدود بیست ساله ندیدم. خوشحال شدم از دیدن دوباره شون. 

 

اما وقتی خودم را معرفی کردم دو سه نفر بیشتر ازم استقبال نکردند. با اینکه من همه رو به یاد می آوردم، یعنی اونها من رو به یاد نمی آوردند؟ 

 

من از اون بچه شلوغ ها بودم پر جنب و جوش و زرنگ. اما هیچوقت نتونستم با آدمها جور بشم. قاطی شون بشم. همیشه حداکثر دو سه تا دوست نزدیک داشتم... 

 

الآنم همینجوریم... الآنم گاهی احساس میکنم یک روح سرگشته‌ی گیر افتاده وسط آدمها هستم... میبینم وسط یک جمع همه دارند دو نفر دونفر، سه نفر سه نفر با هم صحبت میکنند و من ساکت نشستم یک گوشه...

 

این اذیتم می‌کنه... این حس سرمای روح بودن، اذیتم می‌کنه.