چند سال پیش یک نفر را که نمیشناختم به خاطر تصمیمی که گرفته بود و بنظر من درست نبود نکوهش کردم. حتی تا همین یکی دو ماه پیش هم همینطور فکر میکردم اما ...

حالا خودم درست در اون شرایط قرار گرفتم و بعد چهار پنج سال دارم تصمیمی مشابه اون فرد میگیرم. تصمیم خیلی بزرگی دارم میگیریم. تصمیمی که آینده خودم و خانواده ام را تحت تاثیر قرار خواهد داد ... هرچی الان بهش فکر میکنم و تو مغزم بالا پایینش میکنم میبینم بهترین و منطقی ترین کار الان همینه تو این مدت خیلی خوب تنها زندگی کردن و مستقل شدن را یاد گرفتم میدونم روزهای سختی ممکنه پیش روم باشه اما مطمینم از این روزها سخت تر نخواهد بود و البته خدا همیشه هست...

پ.ن: یک دوستی که خوابهای درست حسابی میبینه امروز بهم گفت خوابی دیده که تعبیرش میشه اینکه بزودی یک حاجتت برآورده میشه تو دلم گفتم خدایا! همین باشه.